تبليغاتX
طلوع واژه های صبح
راز و نیازهای دل
 

(۱): راه را نشانم بده

کمکم کن تا حتی در بخش کوچکی از مسیرم

به نوعی در هر روز با عملی

نشان دهم

که بیشتر از همه ترا دوست دارم

و با تکیه بر ایمانم هر امتحانی را تحمل خواهم کرد

بگذار تا هر روز گوش به فرمان باشم 

و در هنگام نماز، حضورت را در کنار خویش احساس کنم

آه، ای پروردگار بی همتا ، صدایم را بشنو

و مرا لایق محبتت گردان.

----------------------------------------

(۲): به تو می اندیشم و نیز برایت دعا می کنم

در اغلب روزهای پرمشغله

لحظه ای درنگ می کنم،

تا به آرامی دعا کنم،

و نام می برم از کسانی که دوستشان دارم

از دوستان با ارزشم

و نیز از نزدیکانم

مهم نیست در کجا به عبادت می نشینیم

اگر کلامی را که بر زبان می آوریم

از روی رستگاری باشد

چون پروردگار همیشه آماده شنیدن

دعاهایی است

که از قلبی پاک سرچشمه گرفته باشد.

 

+  نوشته شده در  شنبه 5 دی1388ساعت 18:37  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
شهر ما

 

درودی بیکران بر همه شما یاران گرامی

چندی پیش در یکی از نشستهای باشگاه موفقیت از دوستان و اعضاء باشگاه خواستم تا پیرامون شهرمان مطالبی را بنویسند و در آن خصایص، ویژگیها، نقاط قوت و ضعف آن را بیان نمایند. برخی دست نوشته هایی را آوردند و برخی هم اهمیتی ندادند. دیشب به صورت تصادفی و لابلای ورقه هایی که بایگانی اشان کرده بودم، دست نوشته دوست عزیزم حسام را یافتم. ترجیح دادم تا آن را در وبم درج نمایم. از او عذر می خواهم که قبلا اجازه نگرفته ام. نوشته های حسام همیشه زیباست چون اندیشه اش ، چون گفتارش ...

  - شهر ما ،شهر کوچکی است. این خصوصیت هم می تواند خوب ، هم بد. از آن جهت خوب است که همه همدیگر را می شناسند، به هم کمک می کنند. این فضا به انسان قوت قلب می دهد و به زندگی امیدوارترش می کند. همسایه می داند که همسایه اش به چه مشغول است. مردم درد همدیگر را بهتر می فهمند. از آن جهت می تواند بد باشد که همه اتفاقات ، بزرگ به نظر می رسد، نه به این دلیل که آن اتفاقات بزرگ هستند، بلکه به این دلیل که مکان های کوچک، رخدادها را بزرگتر نشان می دهند.

فضا، فضای جالبی است. همه دارند زندگی می کنند، البته اگر این سیاست بگذارد. اگر بیشتر به یاد خدا باشیم همه چیز بهتر پیش خواهد رفت. متاسفانه زندگی ما دارد به سمت نا خدایی می رود تا با خدایی. شهر کوچک ما هم تحت تاثیر جهان قرار می گیرد و من با دل خوشی می گویم کمتر. آخه ما شهر جمع و جوری داریم. نمی دانم این حرفم چقدر درست باشد، شهرهای کوچک مخاطبان کمتر در درون خودشان دارند و به قول بعضی ها موقعیت کمتری برای رشد در درونشان دارند.

+  نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 17:43  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
مناجات های خواجه عبدالله انصاری ( بخش دوم )
از درج اولین پست اختصاصی مناجات های خواجه مدت مدیدی می گذرد. امروز برآن شدن تا برای دگر بار با این پیر طریقت عرفان همراه و مانوس شویم.

مناجات (۱):

الهی!
گر زارم در تو زاریدن خوش است
ور نازم به تو نازیدن خوش است.
الهی!شاد بدانم که بر درگاه تو می زارم
بر آن امیـــد آن که روزی در میـــدان فضل بتو نازم تو!من بپذیری و من با تو پردازم ـ
یک نظر در من نگری و دو گیتی به آب انـــدازم.

مناجات (۲):

الهی!
از آنچه نخواستی چه آیــــد؟ و آن را که نخواندی کی آیــد؟
تا کشته را از آب چیست؟ و نا بایسته را جواب چیست؟
تلخ را چه سود اگر آب خوش در جوار است؟
و خار را چه حاصل از آن که بوی گل در کنار است؟

+  نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 12:0  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
چرا پای بدنیای وب نهاده ایم؟

سلام و درودی بیکران به همه شما یاران گرامی. امروز و در این ساعت که مشغول تنظیم این پست هستم حالی شگرف دارم به دلایل بسیار و از آنجمله اینکه خدای مهربان روزی دگر را بر من بخشید و فرصتی دگر داد تا بل به خود آیم و از این روز نهایت بهره را برم و این منم که سست و تنبلم و از یاد او غافل. دیگری اینکه امروز و باز هم به لطف رب جلیلمان دگر بار آسمان سینه خود را شکافت تا نزولات آسمانی خویش را به بندگان خدای هدیه دهد بلکه شکرگزارش باشند و همچنین دلایل دگر. اما همه اینها به این دلیل بود که به شما سلامی نثار کرده باشم به وسعت همان آسمان بیکران.

اما در این پست بر آن شدم تا سئوال و یا سئوالاتی را مطرح نمایم از شما دوستان. شما دوستان و بزرگانی که به همراه من پای به این دنیای مجازی نهاده اید و هریک برای خود صاحب وبی شده اید . حال سئوالاتم این است :

اصلا هدف ما از ساخت و طراحی وبهای شخصی و یا ... چیست؟

آیا ضرورتی این کار و اقدام را ایجاب می کند؟

چرا در صددیم تا وب خود را به دیگران معرفی نماییم؟

آیا زمانی که خود به وب دیگران رجوع می کنیم کاملا آن وب را جستجو می کنیم. مطلبی که در آن درج شده را بدرستی مطالعه می کنیم؟ از پیوندهای وبلاگ و روزانه آن وب استفاده می کنیم؟ و یا بالعکس دیگران که به وب ما می آیند به این موارد توجهی هم دارند؟

چرا نظر می دهیم. آیا نظراتمان کاربردی است یا خیر؟ اصلا می دانیم هویت وب چیست که نظر می دهیم. و یا اصلا بی تفاوتیم و هیچ نظری نمی دهیم.

اصلا سود و زیانهای وبها در چیست؟

و سئوالاتی از این دست که هدف ما را از طراحی و ساخت وب مشخص می کند

اگر هم سئوالی فراموش شده و شما نظراتت دیگری هم به ذهنتان می آید می توانید مطرح کنید.

پس به امید ارائه نظرها و دیدگاههای همه شما بزرگواران.

نظرات شما دوستان را به صورت جمع بندی در پستهای آتی خواهم آورد.

تا درودی دگر بار

+  نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 13:47  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
قوانین موفقیت - بخش دوم

 

۱۱- قانون عادت:
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب:
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب:
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت:
 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر:
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل :
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت:
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش:
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت:
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش:
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد

+  نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 13:9  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
اگر تو هم روزی دلت گرفت ...

ما آدمیان آن سان که پای به این دنیا نهادیم ، سپس رشد کردیم و صاحب خرد و اندیشه ای گشتیم، به صور مختلف مورد آزمایش و امتحان واقع می گردیم . گاه با خوشیها و گاه هم با ناملایمتی ها . حتما برای شما هم تا بحال پیش آمده که در گذری از زمان و لحظاتی از زندگیتان افسرده حال و غمگین به نظر آیید. قطعا دلایلی داشته و خواهد داشت که مسبب آن یا خودمان بوده و هستیم و یا محیط پیرامونمان نقش آفرین بوده . گرچه بیش از هر چیز و  هر کس هر آنچه بر ما می آید و می گذرد ، مسببش خود ماییم ، همانطور که آورده اند « خلایق را هر چه لایق ، از ماست که بر ماست ، سرنوشت هر قومی را آن قوم تعیین می کند».

بهر حال می خواهم بگویم عامل اصلی ناراحتی ها و دلمشغولی هایی که بعضا بر ما چیره می گردند، خود هستیم و همین است که باعث می گردد بیش از همه ما در رنج و عذاب باشیم. اما روی دیگر سخنم این است که واکنش ما در چنین حالاتی چگونه می باشد ؟ آیا صبر پیشه کرده ایم یا اینکه آنچنان هم نوا با ساز مشکلات و مصائب پیرامونمان گشته ایم که گویا ما تجسمی عینی از آن مشکل هستیم.

شاید با خود بگویید که حتما نفسم از جای گرمی بر می خیزد که اینچنین سخن می رانم. ولی خیر، باید بگویم حال که مشغول نگارش این خطوط هستم خود افسرده حالم.

سینه سینه خواهم شرحه شرحه از فراق            تا بگویم شرح درد اشتیاق

لیک با همین دل پر درد خواستم بنویسم و بگویم که در غم فرو رفتن و فرو ماندن گره گشای امر نیست و اینکه افتادن در گل و لای ننگ نیست، بلکه ماندن در آن ننگ است. می دانم سخت است در این دنیای وانفسا و با وجود هزاران هزار مشکلی که همگان بویژه نسل جوان با آن روبروست، مشکلاتی چون اشتغال، مسکن، ازدواج، تحصیلات، سربازی و ... باز هم شاد باشیم و شاد بزییم و به گونه ای شاید سخن گفتن به این شکل خوش بینی محض باشد. اما آیا با ناراحتی و در لاک خود فرو رفتن گره ای از مشکلات خود را خواهیم گشود. و باید بدانیم معنای توکل هم اینجا نمایان می گردد که ما به خدای خویش بنگریم و از رحمت و عنایت واسعه او مایوس نگردیم. پس تو هم اگر روزی دلت گرفت بدان خدایی هست که برتر و بالاتر از همه مخلوقاتش از همه آمال و آرزوهای من و تو و مشکلات ما با خبر است و هر آنچه را که به ما عطا نموده و ننموده بی شک خیری در آن نهفته بوده که من و تو بی خبر از آن .  

+  نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 0:20  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
راز و نیازهای دل

هزاران دلیل برای دوست داشتن خداوند

سپاس تو را ای پروردگار برای همه چیزهای کوچکی

که به ناگه رخ می دهند

تا روزهای ملال انگیز را دور کنند

روزهایی که بسیار شوم جلوه می کنند

پروردگارا، شکر می گویم تو را

بخاطر اندیشه زیبایی که نثارم کردی

در آن روزی که بسیار نا امید بودم

تا راه جاده افسردگی را ببندم

خدایا، سپاس تو را

آن هنگام که ابرهای تیره ذهنم را پاک کردی

و تنها آفتاب و شادی دل را پس از آن بر جای گذاشتی

آه ، ای پروردگار  تعدادش بی حد است

هر آنچه که به خاطرش باید سپاسگزار تو باشم

اما وجود همه آنها مسلم است

و نا آگاهانه چشم می پوشم افکار و اعمالم را

هر لحظه ای که سپری می کنم

و هر تپش موزون و یکنواختی از قلبم

هرنفسی را که از زندگی می گیرم

چیزهایی هستند که تو به من بخشیدی

و پیش پای من ناچیز

هیچ راهی نیست

تا حتی ذره ای قادر به تلافی باشم

 

So many reasons to love the God

Thank you, God, for little things

That come unexpectedly

To brithen up a dreary day

That dawned so dsimally

Thank you, God,for sending

A happy thought my way

To blot out my way

On a disappointing day

Thank you, God, for brushing

The dark clouds from my mind

And leaving only sunshine

And joy of heart behind

Oh, God, the list is endless

Of things to thank you for

But I take them all for granted

And unconsiously ignore

That everything I think or do

Each movement that I make

Each measured, rhytmic heartbeat

Each breath of life I take

Is something you have given me

For which there is no way

For me in all my smallness

To in any way repay.

 

 

+  نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 12:17  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
قوانین موفقیت

سلام به همه شما یاران گرامی. بنا دارم در این پست و دیگر پست های آتی برخی از قوانین موفقیت را جهت اطلاع شما درج نمایم. البته این را فراموش ننموده ام که بنا داشته ام هر از گاهی مناجاتهای خواجه عبدالله و  راز و نیازهای دل " گفتگو با خدا " را نیز درج نموده. بنابراین ممکن است قوانین موفقیت را در فواصل زمانی نزدیک بکار نگیرم. باید نوبت را رعایت کرد. امید وارم بکارتان افتد. خوب بخوانید و نظرتان را بنگارید عزیزان دل و یاران همیشه موافق.

 

۱- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن :
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات :
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم:
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور:
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها:
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه:
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه:
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات:
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز:
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .

+  نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 12:36  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
راز و نیاز های دل
دعای سپای

 

پروردگارا سپاس تو را به خاطر زیبایی اطرافم

زیبایی که مرا در هر جایی احاطه کرده است

باران ملایم و شبنم درخشان

آفتاب و هوا

موهبت سرور انگیز عاطفه

و لطافت روح و صدای نجوایی

که به آرامی از اعماق درونم با من سخن می گوید

و قلبم را شادمان می کند

A prayer of Thanks

Thanks You, God, for the beauty

Around me everywhere

The gentle rain and glistening dew

The sunshine and the air

The joyous gift of feeling

The souls soft, whispering

The souls soft, whispers voice

That speaks to me from deep within

And makes my heart rejoice

 

+  نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 12:2  توسط امین ماندگار ( نیما )  | 
دمي با مناجات هاي خواجه عبدالله

با درود و تحيات؛

مدت مديدي است كه در انديشه آن بودم اگر مجالي پيش آيد در برخي از پست هاي وبم مناجات هايي از خواجه عبدالله انصاري درج نمايم،ليكن چه نمايم و چه گويم از اين تنبلي و سستي ها. هم اينك اين فرصت فراهم گشت تا همگام با شما خوبان همراه شويم با خواجه و از زبان او با خداي خويش سخن گوييم. نيز شرح مختصري از زندگاني آن عارف را در ادامه مطلب براي استفاده و مطالعه علاقمندان مي نهم،بدان اميد كه مفيد فايده واقع شود:

پیر طریقت گوید: خدایا به هر صفت كه هستم، برخواست تو موقوفم، به هر نام كه مرا خوانند به بندگی تو معروفم. تا جان دارم، رخت از این كوی برندارم؛ هر كس كه تو آن اویی بهشت او را بنده است و آن كس كه تو در زندگانی او هستی، زنده جاوید است. خداوندا، گفتار تو راحت دل است و دیدار تو زندگانی جان. زبان به یاد تو نازد و دل به مهر، و جان به اعیان. خدایا، اگر تو فضل كنی دیگران چون باد. خداوندا آنچه من از تو دیدم، دو گیتی بیاراید. شگفت آنكه جان من از تو نمی آساید. الهی چند نهان باشی و چند پیدا،كه دلم حیران گشت و جان شیدا. تا كی در استتار و تجلی، كی بُود آن تجلی جاودانی؟ خدایا چند خوانی و رانی؟ بگداختم در آرزوی روزی كه در آن روز تو مانی. تا كی افكنی و برگیری؟ این چه وعده است بدین درازی و بدین دیری؟

الهی، این بوده و هست و بودنی. من به قدر و شأن تو نادانم و سزای تو را نتوانم در بیچارگی خود گردانم. روز به روز بر زیانم، چون منی چون بوُد؟ چنانم. ازنگریستن در تاریكی به فغانم، كه خود بر هیچ چیز هست ماندنم ندانم. چشم بر روی تو دارم كه تو مانی و من نمانم چون من كیست؟ اگر آن روز ببینم اگر ببینم به جان، فدای آنم.

پیر طریقت گوید: روزگاری او را می جستم، خود را می یافتم ، اكنون خود را می جویم او را می یابم. ای حجت را یاد و انس را یادگار، چون حاضری این جُستن به چه كار.

خدابا، یافته می جویم، با دیده ور می گویم كه دارم چه جویم؟ كه می بینم چه گویم؟ شیفته این جُست و جویم گرفتار این گفت و گویم. ای پیش از هر روز و جدا از هر كس، مرا در این سوز هزار مطرب نه بس؟!

الهی به عنایت ازلی، تخم هدایت كاشتی؛ به رسالت پیمبران آب دادی؛ به یاری و توفیق پروردی به نظر خود به بار آوردی. خداوندا،سزد كه اكنون سموم قهر از آن بازداری و كِشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مددكنی.

الهی، گاه گویم كه در اختیار دیوم، از پس پوشش بینم، باز ناگاه نوری تابد كه جمله بشریت در جنب آن ناپدید بود.

الها، چون عین هنوز منظر عیان است، این بلای دل چیست، چون این همه راه همه بلاست پس چندین لذت چیست؟

خدایا گاه از تو می گفتم گاه از تو می نیوشیدم میان جرم خود و لطف تو می اندیشیدم، كشیدم آنچه كشیدم همه نوش گشت چون آوای تو شنیدم

پیر طریقت گوید: این دوستی و محبت تعلق به خاك ندارد بلكه تعلق به نظر ازلی دارد اگر علت محبت خاك بودی در جهان خاك بسیار است كه نه جای محبت است لكن قرعه از قدرت خود بزد ما برآمدیم و فالی از حكمت بیاورد، و آن ما بودیم، پس خداوند به حكم ازل به تو نگرد نه به حكم حال.

 


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 22:30  توسط امین ماندگار ( نیما )  |